تبليغاتX
..: perspective :.. - 212

..: perspective :..

معشوق ما زلف پریشان و چشمان خمارش را به باد سپرده
معشوق ما شیرین سخنانش را به تاراج گذاشته ایامی ست
همراه اول و ایرانسل و تالیا به کار معشوق ما نمی آید
پیام کوتاه و چت و ایمیل و نامه نگاری از عهده ی معشوق ما خارج است
معشوق ما برایمان شکلات های زرورق پوشیده به ارمغان نمی آورد
معشوق ما نه کافکا می خواند و نه سهراب
معشوق ما عطرهای هیچ مارکی را قبول ندارد
معشوق ما پشت دیوار های حادثه غافل گیرمان می کند گاهی
معشوق ما نه سخنی می گوید و نه نگاه معنی داری
لبخند های معشوق ما دیدنی نیست به چشم
معشوق ما تکیه گاهی ست بس استوار و پا بر جا
معشوق ما کرشمه ها و اخم هایمان را به جان دل می پذیرد
معشوق ما عطر محبوبه های شب را به همراه دارد
معشوق ما مانند ناظری همیشگی چشم از ما بر نمی دارد هرگز
معشوق ما گرگ های درنده را از سر رهمان به کناری می برد
معشوق ما در همه حال نگران بقره های رها شده ی بی پناهش است آخر
معشوق ما در ذره ذره ی وجودمان رخنه کرده ست
معشوق ما زمان و مکان ندارد
معشوق ما زمینی نیست!
+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/10ساعت 18:13  توسط سحرنوشت  |