تبليغاتX
perspective

perspective

توئم حوصله نداری ؟
توئم از تکرار ذله شدی ؟
توئم هوای تازه میخوای ؟
شنیدی میگن : گشتم نبود.نگرد نیست؟!
شده از خودت حالت بهم بخوره؟
شده از غرغر کردنای خودت کلافه شده باشی؟
توی امتداد همین جایی که من نشستم نشسته ... بزرگتر از منه... میترسم ازش؟ نمیدونم ! چه بدم نیگا میکنه .. انگاری ارث باباشو خوردم... عصبانی میشه.. پاهاشو میکوبه زمین . مثه اون بچه ها که کنار اسباب بازی فروشی ها نق میزنن و میگن من میخوام من میخوام... خب چیکار کنه طفلک اینم میخواد بچه باشه .. اینم میخواد ...


نفس نفس بودنِ من از تو
                  شکفتن و گفتن من از تو
مرورم کن خط به خط از نو
                 بیا ببین در چه حالم از تو
ببین ببین چه زلالم از تو
                 بیا شعر محال من شو

مقنعه رو تا روی پیشونیم کشیدم جلو.. ایستادم جلو آینه ، چادر سفیده گل گلی رو میندازم رو سرم ، همونجور دارم خودمو نیگا میکنم .. خجالت میکشم ! آخه دختره خوب داری خودتو گول میزنی ؟ اگه راس میگی وقتی تو خیابونی مقنعه تو اینقد بکش جلو.. اونا محرم شدن و اونی که جلوش سجده میکنی نامحرم؟ شونه هامو میندازم بالا و میگم خب که چی؟ مهم نیت و فکره ... مهم این نیست که من خودمو کیپ بگیرم و جایی نرم و با کسی حرف نزنم تا بگن رستگار شدم .. اون ارزشی نداره ... اونی ارزش داره که بری ، ببینی، حرف بزنی، بخندی، بگردی، بپوشی، نیگات کنن، و ...... و بین همه ی این چیزا باشی و رستگار! کسی فهمید من چی گفتم اصلا؟ .. با این چیزا سند آدمیت رو به نام کسی نمیزنن ... من از اینی که هستم خوشم میاد... حرفیه؟ از محدودیت به هر شکل و نوعی که باشه بیزارم .. ولی آزادی هم شروطی داره ... شروطی که هر کسی فقط خودش میتونه تعیین کنه... چون از انسان به انسانی دیگه متغیره ... خیلی دارم اراجیف میگم آره؟ مثه اینکه آره... پس فعلا بیخیال تا بعد!

بی ربط نوشت: به من میگه تو خیلی عقب موندی ها.. ببین چند سالته.. خواهره من چند ماه از تو بزرگتره داره کاردانی شو تموم میکنه ... مامانو نیگا میکنم! اشاره میکنه که چیزی نگو.. خفه میشم .. میام تو اتاق سرمو میزارم رو میز و فکر میکنم که چرا باید به همه جواب پس بدم؟مگه زندگی مال من نیست؟ مگه من نباید واسه خودم تصمیم بگیرم که چیکار باید بکنم؟ پس چی میگن اینا؟ خسته شدم از بس اینو اون پرسیدن چرا نرفتی دانشگاه؟ ایها الناس کاری به کارم نداشته باشین ... فرصت دارم هنوز .. این مهمه!

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/10/27 16:56 توسط سحر فکردار |


وطن پرنده ی پر در خون
وطن شکفته گل در خون
وطن فلات شهید و شمع
وطن ترانه ی زندانی
وطن قصیده ی بی نامی
ستاره ها اعدامیان ظلمت
به خاک اگر چه می ریزند
سحر دوباره بر می خیزند
بخوان که دوباره بخواند این قبیله ی ظلمانی
دل سرود شکستن را
بگو که بخون بسراید این عشیره ی زندانی
حرف آخر اسفند را
با دژخیمان اگر شکنجه!
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما توان فدایی
با ما غرور رهایی
به نام آهن و گندم
اینک ترانه ی آزادی
اینک سرودن مردم
امروزه ما..! امروزه فریاد
فردای ما..! روزه بزرگ میعاد
بگو که دوباره میخوانم با تمامی یارانم
دل سروده شکستن را
بگو که بخون می سرایم دوباره با دل و جانم
حرف آخر اسفند را
بگو به ایران!
بگو به ایران!
.
.
دوباره میسازمت وطن اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم اگر چه با استخوان خویش
دوباره میگویم از تو گل که میل نسل جوان تو
دوباره مشویم از تو خون به سیل اشک روان خویش
اگر چه صد ساله مرده ام به گوره خود خواهم ایستاد
که بر کنم قلب اهرمن ! به نعره ی آنچنان خویش

پ.ن : شعار بود؟ کشک بود؟ باد هوا بود؟ آره .. ولی باید امید داشت!

پ.ن: من به امید! امید دارم..

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/10/18 18:54 توسط سحر فکردار |


X

از آهـستـه رفـتـن نترس .. از ایستادن بترس


perspective
Mail


Dayli LinkS

..: مدرسه فمینیستی
..: مریم پالیزبان
..: علیرضا معتمدی
..: مرور ادبیات
..: رادیو زمانه
..: دیباچه
..: باشگاه وبلاگ نویسان تبریز
..: سایت رسمی محسن نامجو
..: پایگاه ادبی هنری خزه
..: نشریه ادبی عروض
..: نامجوئیسم
..: مجله اینترنتی فصل نو
..: نشریه ادبی جن و پری
..: مجله داستانی قابیل
..: معصومه ابتکار
..: پژمان بازغی
..: پانته آ بهرام
..: سینمای ایران
..: مجله اینترنتی 7سنگ
..: روزنامه اعتماد
..: کانون زنان ایرانی
..: نشریه کافه داستان
..: وبلاگ نویسان ترک ایران
..: منیرو روانی پور
..: کتاب و نشر الکترونیک ایران
..: حمید محمدی
..: رضا قاسمی
..: آزاده عصاران
..: کاوه مشکات
..: نیما اکبر پور
..: پیوند اعضا
..: حسين پورستار
..: باشگاه خوانندگان چلچراغ
..: هفته نامه ي چلچراغ
..: کامران نجف زاده
..: نبي بهرامي
..: بهاره رهنما
..: سحر طلوعی
آرشیو پیوندهای روزانه


Archive

فروردین 1387

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384


آرشیو موضوعی

افکار یک عدد سحر
دلنوشته های یک عدد سحر
شناسایی یک عدد سحر


LinkS

چراگاهی برای نسل فهیم
من مرد تنهای شبم
الهه نا مقدس
لالایی عاشقونه
مترسک فیلسوف
سیگار و اسپرسو
نون و پنیر
RECLUSIVE
black & white
The HybIrd girl
unluckygurl
BOOM FANG
Parvardegar.Net
Green Future
Loud silence
De Fuego Luna
YAKAMOZ
maghz
unique girl
magic
Tanzad
LittlebeE
Gothic Gurl
Bitter letters
پسر جهنمی رشت
همدم غروب
آن سوی خیال
آرتاوریژ
دختر کوچولو
من و خودم
دختری عجیب
دنیای نیلی
لیلا نارنجی
نی نی نازه
فانا
خانه متروک
روشن شب
دخترک اوریجینال
ایپک
عروسک نحس
روز دلتنگی
ساسوشا
دختر شب های شیشه ای
نگارش هذیونیات یک ابله
تو را من چشم در راهم
جایی شبیه قلب من
آرزوهای آسمانی
قسم به اسم آزادی
مغرورترین پسر دنیا
ویارهای پسری آبستن
پشه در دنیای عجایب
هذیان
احمقانه
دیالوگ
سیگاری
همه چی
هیچ کس
مکتوب
سرگردان
رز سیاه
تبریز آباد
جهنم سرد
دنیای من
آذر آموزش
کافه گودو
بهار عشق
عشق واقعی
یول ور داغلار
مهندسی بازار
بیف استراگانف
من فقط یک زن
در حسرت یار
خاطرات من و بابام
روز نوشت های انار بانو
روسپی بی گناه
یک فیلسوف تنها
دوشیزه مترسک
شاید کمی بهتر
پرستوی مهاجر
دیوونه ی زنجیری
صدای عشق
کوزت دختری در مزرعه
سجاد رحیمی مدیسه
دالان بهشت
زندگی جز عشق معنا ندارد
چرا وقتی میخوام هم نمیتونم
دل نوشته های یه پسر خوب
حوض خونه ی علی کوچیکه
دست نوشته های یکی مثل خودم
Hard Rock Coffee
به نام آرام دل ها
اینبار دزیره می نویسد
الهه نامقدس
دلتنگی های یک جغد
آز یاشا , آزاد یاشا
کنار میز آشپز خانه
دیوانه ای که می خندید فردا را
رند تبریزی