تبليغاتX
perspective

perspective

از عذاب رفتن تو میسوزم تو اوج غربت

واسه بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت

اینجا اشک تو چشامو به کسی نشون ندادم

اگه بشکنه غرورم خم به ابروم نمیارم

وقتی نیستی هر چی غصه ست تو صدامه

وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه

از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه رفتنت میسوزم

کاشکی بودی و می دیدی که چی اوردی به روزم

حالا عکست تنها یادگار از تو

خاطراتت تنها باقی مونده از تو

وقتی نیستی یاد تو هر نفس اتیش میزنه به این وجودم

کاش از اول نمیدونستی من عاشق تو بودم 

***********************************************

فکر کنم اگه اینجوری پیش بره تا چند روز دیگه پرونده مو میدن دستمو میگن برو بچه جون بشین خونتون درستو بخون و زحمت مدرسه اومدنم نکش( بهتر ) اخه سخته دیگه هر روز بخوای ساعت 6:30 از خواب بیدار بشی مخصوصا من که سال اول و دوم رو کلا شیفت ظهر بودم حالا امسال همش شیفت صبحم ... نتیجه ش این میشه که هفته ای حداقل 2 روز مدرسه نمیرم ... بعد از امتحانای ترم بود که مامانمو دعوت کردن بیاد مدرسه و من پیش مامانم و ناظممون تعهد دادم و امضا کردم که دیگه سر وقت میام و غیبت نمیکنم ولی تعهد کیلو چنده اخه فکرشو کن صبح زود هوای سرد و تاریک که همه گرفتن زیر پتو و با گرمای بخاری خوابیدن پاشی بری مدرسه ... دیشب برای اینکه امروز پیش یکی از بچه ها که باهاش سر درس کل دارم کلاس بزارمو مثلا داوطلب بشم برای درس جواب دادن تا ساعت 3 بیدار بودم و درس میخوندم به امید اینکه فردا حال طرفو میگیرم غافل از اینکه یه وقت چشامو باز کردمو دیدم ساعت 11 ظهره ... ای که چه ضد حالی خوردم... وحشتناکترین خوابی که هر شب میبینم چهره ناظممونه که هر روز صبح که میبینم سرشو با تاسف تکون میده میگه سحر خانوم از شما بعیده ... صبحا خودشو میبینم به صورت زنده شبا تو خواب تکرارشو ... خلاصه اگه امسالم تموم بشه دیگه راحت میشم

درسام زیاد شده واقعا کلافم کردن اخه من که بلد نیستم یه خط راست بکشم چطوری چند ماه باید طراحی کار کنم ولی خوب کاریش نمیشه کرد واسه هدفی که دارم باید کمی زحمت بکشم فقط کاشکی زحمتام نتیجه بده....

برای اینکه دیپلم بگیریم امسال باید یه فیلم کوتاه تو مدرسه درست کنیم که معلوم بشه تو این دو سال چی یاد گرفتیم منم که داستانویسم خوبه یه فیلمنامه توپ( تعریف نمیکنم خوب قشنگه دیگه ) نوشتم یه گروه 5 نفره ایم خودم شدم کارگردان نمیدونین چه حالی میده همش به همه دستور میدم ولی خودمونیم واقعا کار سختیه برای هر پلان چند ساعت تمرین میکنیم اخرشم اونی که میخوام نمیشه گفتن فیلمارو نیگا میکنیم اخر سر مال هر کی خوب شد میفرستیم برای جشنواره فیلم کوتاه منم بیشتر حساسیتم واسه همینه دوست دارم فیلممون اول بشه امیدوارم که بشه

شدیدا منتظر رسیدن چارشنبه سوریم ... از حالا رفتم دو تا ماهی قرمز کوشولوی خوشگل خریدم خیلی دوسشون دارم شدن دوستای من ...

خدایا پس چرا اینجوری میکنی من دلخوشی میخوام چیز زیادی نه فقط ازت یه روز برفی سرد میخوام نه از این برفا که امروز بارید و اصلا رو زمین ننشست از اون برفا میخوام که وقتی پامو میزارم روشون صدای خرد شدن بده از اون شبای برفی که پرده اتاقمو بکشم کنار و سکوت شب و بارش برفو نیگا کنم ... مامان امروز لباس زمستونیا رو جمع کرد اخه دیگه از سرد شدن هوا نا امید شده ولی من نه چون میدونم خدا جونم همیشه تو اون لحظه ای که انتظارشو نداریم یه دلخوشی کوچیک نشونمون میده ... خدایا منتظر این دلخوشی کوچیک هستم .

+ نوشته شده در شنبه 1384/12/13 23:53 توسط سحر فکردار |


X

از آهـستـه رفـتـن نترس .. از ایستادن بترس


perspective
Mail


Dayli LinkS

..: مدرسه فمینیستی
..: مریم پالیزبان
..: علیرضا معتمدی
..: مرور ادبیات
..: رادیو زمانه
..: دیباچه
..: باشگاه وبلاگ نویسان تبریز
..: سایت رسمی محسن نامجو
..: پایگاه ادبی هنری خزه
..: نشریه ادبی عروض
..: نامجوئیسم
..: مجله اینترنتی فصل نو
..: نشریه ادبی جن و پری
..: مجله داستانی قابیل
..: معصومه ابتکار
..: پژمان بازغی
..: پانته آ بهرام
..: سینمای ایران
..: مجله اینترنتی 7سنگ
..: روزنامه اعتماد
..: کانون زنان ایرانی
..: نشریه کافه داستان
..: وبلاگ نویسان ترک ایران
..: منیرو روانی پور
..: کتاب و نشر الکترونیک ایران
..: حمید محمدی
..: رضا قاسمی
..: آزاده عصاران
..: کاوه مشکات
..: نیما اکبر پور
..: پیوند اعضا
..: حسين پورستار
..: باشگاه خوانندگان چلچراغ
..: هفته نامه ي چلچراغ
..: کامران نجف زاده
..: نبي بهرامي
..: بهاره رهنما
..: سحر طلوعی
آرشیو پیوندهای روزانه


Archive

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384


آرشیو موضوعی

افکار یک عدد سحر
دلنوشته های یک عدد سحر
شناسایی یک عدد سحر


LinkS

چراگاهی برای نسل فهیم
من مرد تنهای شبم
الهه نا مقدس
لالایی عاشقونه
مترسک فیلسوف
سیگار و اسپرسو
نون و پنیر
RECLUSIVE
black & white
The HybIrd girl
unluckygurl
BOOM FANG
Parvardegar.Net
Green Future
Loud silence
De Fuego Luna
YAKAMOZ
maghz
unique girl
magic
Tanzad
LittlebeE
Gothic Gurl
Bitter letters
پسر جهنمی رشت
همدم غروب
آن سوی خیال
آرتاوریژ
دختر کوچولو
من و خودم
دختری عجیب
دنیای نیلی
لیلا نارنجی
نی نی نازه
فانا
خانه متروک
روشن شب
دخترک اوریجینال
ایپک
عروسک نحس
روز دلتنگی
ساسوشا
دختر شب های شیشه ای
نگارش هذیونیات یک ابله
تو را من چشم در راهم
جایی شبیه قلب من
آرزوهای آسمانی
قسم به اسم آزادی
مغرورترین پسر دنیا
ویارهای پسری آبستن
پشه در دنیای عجایب
هذیان
احمقانه
دیالوگ
سیگاری
همه چی
هیچ کس
مکتوب
سرگردان
رز سیاه
تبریز آباد
جهنم سرد
دنیای من
آذر آموزش
کافه گودو
بهار عشق
عشق واقعی
یول ور داغلار
مهندسی بازار
بیف استراگانف
من فقط یک زن
در حسرت یار
خاطرات من و بابام
روز نوشت های انار بانو
روسپی بی گناه
یک فیلسوف تنها
دوشیزه مترسک
شاید کمی بهتر
پرستوی مهاجر
دیوونه ی زنجیری
صدای عشق
کوزت دختری در مزرعه
سجاد رحیمی مدیسه
دالان بهشت
زندگی جز عشق معنا ندارد
چرا وقتی میخوام هم نمیتونم
دل نوشته های یه پسر خوب
حوض خونه ی علی کوچیکه
دست نوشته های یکی مثل خودم
Hard Rock Coffee
به نام آرام دل ها
اینبار دزیره می نویسد
الهه نامقدس
دلتنگی های یک جغد
آز یاشا , آزاد یاشا
کنار میز آشپز خانه
دیوانه ای که می خندید فردا را
رند تبریزی