X
تبلیغات
..: perspective :..

..: perspective :..

اگر روزگاری آسمان کبود و گرفته ی زمستانی نشانه ی انتظار برای بارش برف و باران بود این روزها هر صبح که چشم مان به آسمان تیره ی مه گرفته می افتد، سمفونی تکراری ِ هوای آلوده و وضعیت هشدار با قهوه ای رنگی هایش دهن کجی می کند.

این روزها آنقدر از علل آلودگی ها و راهکارها و کارهای کارشناسی شده برای رسیدن به آسمان ِ یکدست آبی حرف ها زده اند و شنیده ایم که دیگر هر شهروند عادی ها می تواند براحتی این غبارها را تحلیل و کارشناسی کند.

ولی کمی که به عقب برگردیم یادمان می آید که تبریز ما از اول اینطور نبود. باغ شهر بود و به سرسبزی و درختان پر هیبتش شهره. آن روزها که هنوز درخت ها جای برج ها و ساختمان ها را تنگ نکرده بودند و آدم ها برای نفس کشیدن جای دوری نمی رفتند. بعدها که برج ها اولویت پیدا کردند، درخت ها از ریشه زده شدند و دیگر نه تبریز نفس کشید و نه شهروندانش.

کمان نقد مسئولان شهری ولی به هر سو تاب بر می دارد. شهرداری از صنایع شاکی می شود و محیط زیست از نظام مهندسی و در نهایت همه با هم به دود و آلودگی خودروها اعتراض می کنند و این چرخه همینطور حول حرف ها دور می زند.

ادامه مطلب...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  92/11/01ساعت 17:34  توسط س ح ر  

سال ها از آخرین باری که به چنین محفلی آمدم گذشته و تنها تصویرهای کمرنگی توی سرم چرخ می زند از روضه خوانی قدیمی خانه مادربزرگ. زن های مشکی پوشی که دور تا دور اتاق به پشتی های مرتب چیده شده تکیه زده اند و کیپ تا کیپ نشسته اند.

خانوم روضه خوان از ذکر مصیبت های امام حسین می گوید و زن ها شیون می کنند. حالا که فکر می کنم می بینم فضا خیلی سنگین تر از ذهن پرسشگر کودکانه ام بود. در آن هیاهوی اشک ها و نفس های حبس شده خبری از تفسیر فلسفه عاشورا نبود و انگار هر کسی با دانسته های خود آمده بود تا برای یک چیز مشترک مرثیه بشنود و چای و خرمای ساده ای گردانده شود و بعد تمام!

می توان گفت شرکت در جلسات مذهبی زنانه تجربه مشترک زنان ایرانی است. کمتر زن ایرانی پیدا می شود که پایش به روضه های زنانه باز نشده باشد و قطعا زنان تبریزی هم به دلیل حاکم بودن فضای سنتی بیشتر در شهر از این قائده مستثنی نیستند.

حالا دیگر با گذشت زمان آن قالب مذهبی صرف تغییر شکل داده و بصورت انواع متفاوتی مثل سفره، روضه، مولودی خوانی، تفسیر قران و... در آمده است. در عین حال به فراخور زمان شکل برپایی این جمع های زنانه هم تغییر کرده است.

از قافله ی تمدن دور نمی مانیم

روضه های زنانه در همه جای تبریز برقرار است؛ بالا و پایین شهر هم ندارد و فقط در نوع برگزاری و نوع پوشش ها و پذیرایی ها متفاوت اند. روضه ها از نگاه بیننده بیرونی به یکدیگر شباهت دارند اما آشنایی بیشتر و نزدیکتر از تنوع و گوناگونی آنها با وجود شباهت های بسیار، هم در نوع برنامه ها و هم در ترکیب و تعداد شرکت کنندگان و نیز سبک متفاوت گویندگان حکایت می کند.

این بار بعد از سال ها به یک مراسم مولودی خوانی دعوت شده ام و همان خاطره ی قدیمی از آن فضای تیره و زنان جمع شده در آن اتاق کوچک به سراغم می آید و سعی می کنم با پوششی ساده راهی مراسم شوم تا تفاوت زیادی با جمع حاضر نداشته باشم.

پلاک بالای ساختمان می گوید که آدرس را درست آمده ام. وارد پیلوت شیک و بزرگ ساختمان که می شوم احساس آلیس در سرزمین عجایب بودن بهم دست می دهد. صندلی های مرتب چیده شده و خانوم هایی که پا رو پا انداخته اند و گرم صحبت اند، یکباره تمام تصویر ذهنی ام را بهم می ریزد.

همه چیز خیلی شیک تر از آن چیزی است که خیال می کردم. روسری های ساتن و ابریشمی با چادرهای از آب گذشته ی طرح دار و کیف و کفش های ورنی همه حکایت از آن دارد که در این سال ها انقلاب بزرگی در روضه های زنانه روی داده است!

تقریبا به اندازه برگزاری یک مهمانی عصرانه همه چیز مهیا شده؛ از شربت و شیرینی و میوه و چای گرفته تا تزئینات زیبای دیوارها و چیدمان سن!

یکی از خانوم های میانسالی که سالهاست پای ثابت این مراسم ها بوده، مراسم های روضه خوانی امروزی را به سالن مد تشبیه کرده و معتقد است: وضعیت مراسماتی که امروزه برگزار می شود متاسفانه خیلی خوب نیست. سال های ابتدایی که من شروع به فعالیت کردم وضعیت اصلا اینطور نبود. مراسم ها خالصانه و بی آلایش برگزار می شد و هدف بیشتر نزدیکی به پروردگار و آشنایی با مفاهیم اسلام بود اما امروزه اغلب مهمانی ها را در قالب یک مراسم ختم انعام برگزار می کنند که متاسفانه هیچ ربطی به قران و ختم انعام ندارد.

در حلقه ی "خانوم جلسه ای" ها

شاید مهمترین ضلع روضه های زنانه در دست «خانوم جلسه ای» ها باشد. در تمام این مراسم ها چشم ها به «خانوم» دوخته شده و آنها سکان مدیریت جلسه را در دست دارند.

میکروفون خانوم روشن می شود و صدایش در سالن می پیچد. ترانه هایی در وصف امام حسین می خواند و حاضرین را به همراهی دعوت می کند. مجلس گرم شده و خانوم شکلات هایی از ظرف مقابلش بر می دارد و روی سر زن ها می ریزد.

آنطور که خانوم ربیعی، مسئول امور فرهنگی زنان در سازمان تبلیغات اسلامی تبریز می گوید شرکت کنندگان اصلی این جمع های زنانه همچنان خانم های میانسال و بالاتر هستند و نسل جوان کمتر علاقه ای به شرکت در جلسات از خود نشان می دهند.

وی می گوید: در حال حاضر 427 خانوم جلسه ای در این سازمان تشکیل پرونده داده اند و تقریبا 50 درصد از آنها میانسال و بالاتر هستند و سطح سوادشان از زیردیپلم تا تحصیلات حوزوی و دانشگاهی متفاوت است.

با تغییر مکان جغرافیایی در شهر، نرخ روضه خوانی ها هم فرق می کند. خانوم جلسه ای های بالاشهری کارت ویزیت دارند و براحتی هر دعوتی را قبول نمی کنند و تاکید دارند میزبان حتما آشنا باشد. هر چه به سمت پایین تر شهر می رسیم خانوم ها منعطف تر می شوند و دفترچه ای برای یادداشت برنامه ها و مراسم های دعوت شده دارند.

زنان حاضر در این جلسات معمولا پاسخ سوال های خود را از خانوم جلسه ای ها می خواهند و به عبارتی اینها منبع موثقی محسوب می شوند.

یکی از خانوم هایی که تقریبا بیست سالی می شود در این حوزه فعالیت دارد و از جمله خانوم جلسه ای های آگاه از وی یاد می شود، می گوید: اغلب سوال هایی که در مراسمات مطرح می شود در حوزه احکام و شرعیات است. به نظرم به دلیل مطالعه کم بانوان است که از اغلب مسائل شرعی و اجتماعی غافلند. در چند سال اخیر هم پرسش ها در حوزه روابط دختر و پسر بالا رفته است.

رواج خرافات در جلسات روضه خوانی

ترویج خرافات و سوءاستفاده از احساسات مذهبی و بدعت گذاری در دین از جمله آسیب هایی است که در پژوهش ها و بررسی ها به جلسات مذهبی زنانه نسبت داده می شود.

برای جلوگیری از آسیب های این جلسات و جلوگیری از اشاعه خرافات مدتی است سازمان تبلیغات اسلامی تبریز تصمیم به ساماندهی خانوم جلسه ای ها و روضه های زنانه گرفته است.

مسئول امور فرهنگی زنان در سازمان تبلیغات اسلامی تبریز در این باره می گوید: برای کنترل این وضعیت ما فراخوان دادیم و در این سازمان برای خانوم های روضه خوان تشکیل پرونده دادیم. هم اکنون 427 پرونده از این دست تشکیل شده است.

وی دسته بندی زنان بر حسب استعداد را دلیل این پرونده سازی ها دانسته و ادامه می دهد: در ابتدا سطح علمی و دینی خانوم ها بواسطه برگزاری آزمونی ارزیابی می شود و بعد برای آنها دوره و کلاس های دینی برپا می کنیم. بعد از شناخت توانایی و پتانسیل هر فرد که مثلا در روضه خوانی بهتر عمل می کند و صدا و بیان خوبی دارد یا در تفسیر احکام دینی موفق تر است؛ این افراد در چهار دسته مداحی، سخنرانی، حوزوی و مبلغات سنتی تقسیم بندی می شوند. 

ربیعی می گوید: از این تعداد تنها 50 یا 60 نفر مورد تائید ما هستند و متاسفانه مابقی بدلیل ناآگاهی و صحبت هایی که گاه به خرافات شباهت بیشتری دارد مورد قبول نیستند.

ولی با این وجود کنترل و نظارت بر جلسات مذهبی زنانه که در حریم امن خانه ها و دور از دسترس چارچوب های رسمی برگزار می شوند، مشکل و شاید ناممکن به نظر می رسد.

«خانوم ها آنطور که می خواهند مسائل را بازگو می کنند و انگار بدلیل احترام و جایگاهی که از گذشته داشته اند جایز نیست کسی خلاف جهت نظرشان حرفی بزند.» این گلایه های مریم 26 ساله است که از تجربه خود در این زمینه حرف می زند.

مریم که دختری تحصیل کرده است می گوید: در پایان یکی از جلسات که صحبت از موضوعی دینی شد که اتفاقا ریشه تاریخی دارد و من قبلا مطالعه ای در آن زمینه داشتم، یکی از خانوم ها سوالی پرسید از خانوم جلسه ای که ایشون کاملا جواب اشتباهی داد. من که به اعتراض لب باز کردم و گفتم اینطور نیست متاسفانه با هجمه ی خصمانه ای از طرف سایر حاضرین روبرو شدم که برای اینکه انگ کافر بودن نخورم مجبور به سکوت شدم.

نگاه سنتی، کم سوادی و مطالعه کم از آفت ها و آسیب های آموزه های این جلسات است که در عدم توفیق در رساندن پیام اصلی به مخاطب جلسات نمود پیدا می کند.

یکی از خانوم جلسه ای هایی که برخلاف همکارانش اطلاعات به روزتری دارد، می گوید: تلاش می کنم که بدون مطالعه در جلساتم حاضر نشوم چرا که من مسئول رساندن پیامی به مخاطبانم هستم که این پیغام روز به روز رساتر و شفاف تر نوشته می شود.

وی معتقد است: دوری از منابع جدیدالتالیف باعث بی علاقگی مخاطبان به اسلام خواهد بود.  اغلب دوستانی که به عنوان مبلغ فعالیت می کنند در راستای اهداف سازمان تبلیغات که افزایش سطح مطالعه مبلغین است، مطالعه می کنند ولی متاسفانه چندان تلاشی برای دست یابی به منابع جدید ندارند.

کارکرد روضه های زنانه به عنوان نهادی اجتماعی

با دور شدن از جامعه سنتی و مدرن شدن روضه ها نه تنها کارکرد خود را از دست نداده اند، بلکه روز به روز بارورتر و تنومندتر شده اند. اگر در روز اول کارکردی جز احیاء عزاداری و سوگواری نداشتند، به مرور ایام کارکردهای دیگری به آن اضافه شده است.

روضه های زنانه فضاهای تازه ای از کنش اجتماعی هستند که میان زندگی عمومی و زندگی خصوصی قرار دارند. به همین دلیل جنبه اجتماعی مهمی در فراسوی ابعاد مذهبی برپایی این جلسات برای زنان وجود دارد.

مرتضی تدین، جامعه شناس در این باره می گوید: یک پژوهش علمی نشان می دهد که 34 درصد از زنان بی سواد همیشه در مجالس روضه خوانی شرکت می کنند. این در حالی است که 2/8 درصد از لیسانس به بالا همیشه در این مجالس حاضر می شوند.

وی معتقد است: هدف فعالیت دسته جمعی زنان ایجاد تغییر و تحولات بزرگ و اساسی در جامعه نیست بلکه آنها به حل مشکلات و مسائل پیرامون خود فکر می کنند و انگیزه شان برای تغییرات، ناشی از احساس تعهدی است که در بسیاری از آنان با باورهای معنوی همراه می شود.

تدین ادامه می دهد: زنان با تکیه بر امکانات محدود خود فعالیت می کنند ولی نتایجی که با کمک سرمایه اجتماعی ناشی از ارتباطات رو در رو و مداوم، اعتماد و همکاری های داوطلبانه افراد به دست می آید، بسیار بهتر و بیشتر از وقتی است که از طریق فعالیت در مجراهای رسمی حاصل می شود.


روضه ها؛ فرصتی برای کنش های اجتماعی زنان

نه تنها امروز که از گذشته فعال ترین بُعد حضور اجتماعی زنان در دوره قاجار نیز شرکت در مراسم عزاداری ماه محرم، روضه خوانی و نمایش های تعزیه بوده است.

افزایش تعداد جلسات روضه خوانی زنانه طی این سالها این باور را تقویت کرده که جلسات مذهبی و روضه های زنانه از جمله عمومی ترین و ریشه دارترین نهادهایی هستند که از دوره قاجار و مشروطه به بعد به امر اجتماعی شدن زنان کمک کرده اند.

چنین فضاهایی شبکه هایی ارتباطی برای زنان شکل می دهند که از نهادهای رسمی مذهبی که عموما توسط مردان اداره می شوند متفاوت تر هستند.

ساختار منعطف این جلسات از لحاظ زمان، مکان و شکل حضور و زنانه بودن آنها باعث شده که زنان بدون مواجهه با مقاومت های ناشی از برهم زدن کار خانگی و مسئولیت های ناشی از آن بتوانند در این جلسات حضورداشته باشند و ساعاتی را فارغ از وظایف روزمره زندگی و بدون اینکه لازم باشد با ایدئولوژی خاگی به مبارزه بریزند، در فضایی نسبتا دوستانه وقت بگذرانند.

به نظر می رسد وجه مذهبی جلسات روضه خوانی به خروج زنان از خانه مشروعیت بخشیده است. این را می توان از صحبت های خانوم خندانی در پایان یکی از همین جلسات فهمید که می گوید: این مراسم های مولودی خوانی و روضه خوانی تنها تفریح زنانه و خصوصی ام هستند!

مرتضی تدین در این باره می گوید: با افزایش مشارکت زنان در حوزه عمومی، به خصوص افزایش میزان زنان شاغل، تغییراتی در انتظارات سنتی نسبت به زنان در حوزه خصوصی یا زندگی خانوادگی آنها ایجاد شد و با این تغییرات، این مراسم ها هم در حال ایجاد فضاهای جدیدبرای نوعی کنش اجتماعی هستند.

این گونه جلسات لحظاتی را برای دور شدن از فشارهای زندگی روزمره فراهم می آورند، این تجربه به خصوص برای زنان تبریزی که با محدودیت های مختلف اجتماعی در حوزه های عمومی و خصوصی زندگی ایرانی دست و پنجه نرم می کنند، مهم و مغتنم است.

هر چند در دوران اخیر نگاه مثبتی به این جلسات زنانه نبوده و قشر روشنفکر جامعه عموما آن را محفلی برای غیبت ها و اصطلاحا "خاله زنکی" می دانند ولی اگر مدیریت درستی صورت گیرد قطعا از دل این دورهمی های زنانه نتایج مطلوبی بدست می آید.

 

+ نوشته شده در  92/08/15ساعت 13:48  توسط س ح ر  

مطالب قدیمی‌تر